من نگران اسلام هستم

امام خمینی

“من حقیقتاً نگران هستم. من نگران اسلام هستم. ما اسلام را از چنگ محمد رضا در آوردیم. و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد، به طورى که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانى هست و زیاد است. آدم هاى جاهلى هستند که به خیال خودشان خدمت مى‏کنند براى اسلام، خدمت مى‏کنند، لکن سر خود کارهایى مى‏کنند که ضرر به حیثیت اسلام می خورد. ”

فرازی از سخنرانی امام در تاریخ ۲۶ آذر ۵۸

Add to Google Reader

حق

محمد بن أبی القاسم الطبری فی ( بشارة المصطفى ) عن إبراهیم بن الحسین بن إبراهیم البصری ، عن محمد بن الحسین بن عتبة ، عن محمد بن الحسین بن أحمد الفقیه ، عن حمویه بن علی بن حمویه ، عن محمد بن عبدالله بن المطلب الشیبانی ، عن محمد بن علی بن مهدی الکندی ، عن محمد بن علی بن عمر بن طریف الحجری ، عن أبیه عن جمیل بن صالح ، عن أبی خالد الکابلی ، عن الاصبغ بن نباتة ،

عن أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) ـ فی حدیث ـ أنه سئل عن اختلاف الشیعة ، فقال :

إن دین الله لا یعرف بالرجال ، بل بآیة الحق ، فاعرف الحق تعرف أهله ، إن الحق أحسن الحدیث ، والصادع به مجاهد وبالحق اخبرک فأرعنی سمعک ، وذکر کلاما طویلا ، حاصله الامر بالرجوع إلیهم ( علیهم السلام ) فی الاحکام ، وتفسیر القرآن ، وغیر ذلک .

ورواه المفید فی ( مجالسه ) عن علی بن محمد بن الزبیر ، عن محمد ابن علی بن مهدی مثله .

وسائل الشیعه – جلد ۲۷ – صفحه ۱۳۵

یا علی

Add to Google Reader

یک سال دیگر گذشت …

یک سال دیگر گذشت …

سالی پر از حرفهای داشته و نگفته. حرف هایی که کسی نیست پاسخ دهد …

—————————————

اردیبهشت: سفر عمره متاهلی با دانشگاه علم و صنعت

۲۲ خرداد: انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری

۲۳ مرداد: ازدواج و شروع یک زندگی جدید

۸ اسفند: دفاع پایان نامه و یک قدم نزدیک شدن به خلاصی از دانشگاه

۱۸ اسفند: پایان دوره آموزشی غواصی در عسلویه

۲۳ اسفند: پیشنهاد یک کار جدید، تردید بین ماندن در شرکت یا کار در یک موسسه پژوهشی و انجام فعالیت آکادمیک

این نیز بگذرد …

Add to Google Reader

مرد مردستان علی …

نامه ۱۴ نهج البلاغه

و من وصیة له ع لعسکره قبل لقاء العدو بصفین
لاَ تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى یَبْدَءُوکُمْ فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ اَللَّهِ عَلَى حُجَّةٍ وَ تَرْکُکُمْ إِیَّاهُمْ حَتَّى یَبْدَءُوکُمْ حُجَّةٌ أُخْرَى لَکُمْ عَلَیْهِمْ فَإِذَا کَانَتِ اَلْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ اَللَّهِ فَلاَ تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لاَ تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لاَ تُجْهِزُوا عَلَى جَرِیحٍ وَ لاَ تَهِیجُوا اَلنِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ فَإِنَّهُنَّ ضَعِیفَاتُ اَلْقُوَى وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلْعُقُولِ إِنْ کُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْکَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِکَاتٌ وَ إِنْ کَانَ اَلرَّجُلُ لَیَتَنَاوَلُ اَلْمَرْأَةَ فِی اَلْجَاهِلِیَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ اَلْهِرَاوَةِ فَیُعَیَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِهِ

از سفارش آن حضرت است به سپاهیان خود ، پیش از دیدار دشمن در صفین
با آنان مجنگید ، مگر به جنگ دست یازند . چرا که سپاس خدا را حجّت با شماست ، و رها کردنشان تا دست به پیکار گشایند حجّتى دیگر براى شما بر آنهاست . اگر به خواست خدا شکست خوردند و گریختند ، آن را که پشت کرده مکشید و کسى را که دفاع از خود نتواند آسیب مرسانید ، و زخم خورده را از پا در میارید . زنان را با زدن بر میانگیزانید هر چند آبروى شما را بریزند یا امیرانتان را دشنام گویند ، که توان زنان اندک است و جانشان ناتوان و خردشان دستخوش نقصان . آنگاه که زنان در شرک به سر مى‏بردند مأمور بودیم دست از آنان بازداریم ، و در جاهلیّت اگر مردى با سنگ یا چوبدستى بر زنى حمله مى‏برد ، او و فرزندانى را که از پس او آیند بدین کار سرزنش مى‏کردند . (ترجمه مرحوم دکتر شهیدی)

Add to Google Reader