تردید

۱- چند وقتیه که بدجوری دچار شک و دو دلی شدم ، کار یا درس ؟!!!
احساس میکنم که هر دوتای اینها رو نمیشه با هم خوب انجام داد ، یعنی نه درس خوندن به جایی میرسه وقتی که گوشه ذهنت همش بحثهای کاری باشه و نه میتونی روی کار درست و حسابی وقت بذاری وقتی که می بینی درس داری…
البته خیلیها هستند که کلی کار رو با هم انجام میدند ، اونها یا آدمهای خاصی هستند که من نیستم ، یا کارهایی که انجام میدند هر کدومش یه جاش میلنگه …
راستش اصلا نمیدونم باید چیکار کنم ، تکلیفم با خودم اصلا مشخص نیست…

۲- پریروز اشتراک اینترنتم تموم شد، بعد از پونصد بار تماس گرفتن و گوش دادن آهنگ انتظار قسمت تمدید اشتراک، بالاخره موفق شدم با خانومی که مسوول این کار بود صحبت کنم، گفت باید پول بریزی فلان حساب، گزینه دیگه ای هم برای تمدید اشتراک وجود نداشت، بعد از یک ساعت تو صف بانک بودن بالاخره موفق شدم پول رو بریزم به حسابشون، زنگ زدم به همون خانومه ، گفتم میخوام شماره فیش رو براتون بخونم، گفت که نمیشه باید فیش رو یا فکس کنی یا ایمیل بزنی، گفتم خانوم مگه همه تو خونشون فکس دارن؟ گفت خوب پس ایمیل بزن، گفتم اگه اینترنتم قطع نبود که اصلا نمیخواستم تمدیدش کنم، یه خورده فکر کرد، گفت من نمیدونم ، جواب بسیار قانع کننده ای بود، جوابی که تو این مملکت به شنیدنش عادت کردیم و با شنیدنش قانع میشیم…

Add to Google Reader

خدا خیلی رحم کرد …

هر چی فکر میکنم فقط همین یک جمله رو میشه گفت:

خدا خیلی رحم کرد …

الحمدلله …

تصادف ۴۰۵

Add to Google Reader

خانه عشق

۱- نمیدونم هیچ دقت کردید این شمارشگری که برای برج میلاد تو همت گذاشتند هر ۲-۳ روز یه دونه اضافه میشه ؟
هر کاری باهامون میکنند هیچی نمیگیم …
شمارشگر که تازه خوب خوبشه …

۲- خیلی شنیدیم که تو این مملکت نمیشه کار کرد ، الآن من هم میگم: تو این مملکت نمیشه کار کرد، از روز اولی که رفتیم کارگاه ۹ ماه میگذره و هنوز کارفرما نتونسته زمین رو تحویل بده، شاید اصلا پروژه بره رو هوا، و اگر هم بره رو هوا بعیده به این زودیها راه بیفته ، ولی خوب چیکار میشه کرد، اصل اینه : تو این مملکت نمیشه کار کرد…

۳- دیروز داشتم یه لیست پیشنهادی تهیه میکرد برای معاونت های جهادی امسال ، خیلی ها رو نمیشد انتخاب کرد ، چون نبودند ، میانگین سنی تیم خیلی رفت بالا …

۴- این سید ما چند وقتیه که خبری ازش نیست ، اگه کسی دیدش سلام ما رو بهش برسونه …

دست نوشته سید مهدی علن - مسافرت جهادی بم ۸۳

سید مهدی علن – بم – نوروز ۸۳

۵- هر دری بسته شود جز در پر فیض حسین
این در خانه عشق است که باز است هنوز
این بیت شعر رو رو یه پارچه سفید تو دبیرستان نوشته بودند، هیچ وقت یادم نمیره …

Add to Google Reader

همراه اول

اون موقع که گذاشتمش کنار ، اسمش همراه اول نبود . این ایرانسل دیگه غیر قابل تحمله، تقریبا یک سال تحملش کردم، درست نشد که نشد . ما رفتیم رو شماره قدیمیمون…

۳۴۰۴۷۱۳

 

Add to Google Reader