مغز تخمه آفتابگردان نمکی
مزمز یه محصول جدید زده به نام “مغز تخمه آفتابگردان نمکی” . امروز یه بستش رو خریدم و خوردم ، یه بسته که توش کلی مغز تخمه آفتابگردون بود، اگر میخواستم همین تعداد تخمه رو خودم بشکنم و بخورم چندین نفر ساعت وقت میبرد. فقط یه مشکل داشت، وقتی تموم شد احساس کردم اون حالی که تخمه شکستن به آدم میده یه چیز دیگست، در صورتی که در هر دو حالت داریم مغز تخمه رو میخوریم …
اینو نوشتم که بگم مسافرت جهادی از یه جهتی شبیه مغز تخمه آفتابگردان نمکیه …
کریم آقا
یه نفر داریم تو کارگاه که کریم آقا صداش میکنیم، یه ترک شیش سیلندر چهل چهل و پنج ساله که لودر و کامیونمون رو از اون میگیریم. هر روز ساعت پنج که کارش تموم میشه ، میاد تو دفتر که رسید کارش رو بدیم بهش. امروز طبق معمول ساعت پنج اومد نشست تو دفتر، من هم آستین هام رو زده بودم بالا که وضو بگیرم نماز بخونم، یه نیگاه به من کرد و با اون لهجه ترکیش با یه حالت عتاب آمیزی گفت : نماز نخوندی؟ من هم که حسابی جا خورده بودم تا اومدم یه چیزی بگم دوباره گفت : کار مهمتره؟! دیگه هیچی نتونستم بگم ، فقط گفتم راست میگی …
کریم آقا راست میگفت …
یاد این حدیث افتادم …


